محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

324

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

فعل « فأتوا » ( - پس رسيدند ، يا فرود آمدند ) در اين آيه ديده مىشود ، چنان كه مىدانيم ، نشانهء ترتيب و پياپى بودن است و نشان مىدهد كه بازگشت آنان به بت‌پرستى و خوارىها و زبونىهاى همراه آن ، بىدرنگ پس از بيرون آمدن از دريا و رهايى و رستگى از بردگى و بيگارى و مرگ و نابودى بوده است . و از اين‌ها برمىآيد كه ايمان به خدا در جان و دل و ذهن و ضمير آنان ريشه ندوانده بوده و ميوه‌هايى را كه مىبايد ، به بار نياورده بوده است و اين كه آنان به موسى گرويده و با او همراه شده بودند ، از اين روى بوده كه او را به پيشوايى و رهبرى گرفته بودند و نه از اين روى كه به او و خداى او ايمان دينى آورده بودند . « 1 » اين كه اسرائيليان ، هم به اين زودى با ديدن بت‌پرستان از موسى خواستند كه خدايى چون خدايان آنان برايشان بياورد و هم چندى بعد ، به گوساله‌پرستى روى آوردند ، بىگمان از اين روى بوده كه آنان ساليانى دراز در مصر به بت‌پرستى خو كرده بودند و چه بسا اين كه گوساله‌اى زرين ساختند و به خدايىاش گرفتند ، پيامد شيفتگى آنان به « هاتور زرين » بوده است [ كه در مصر پرستيده مىشده و چه بسا در پيكرهء گوساله‌اى زرين نموده مىشده است ] . گذشته از اثرپذيرى آنان از مصريان كه بسيار شيفتهء طلا بودند و پيكره‌هاى گران‌بها را از آن مىساختند . نمىدانم شايد در داستان گاو نيز كه خداوند اسرائيليان را فرمان داد ، گاوى كه مىكشند « گاوى باشد زرد يكدست ، چنان كه بينندگان را شادى بخشد » « 2 » راز و رمزى از اين دست نهفته باشد . و مىدانيم كه گاوان مصر گونه‌ها و رنگ‌هاى گوناگونى داشته‌اند ، به ويژه گاو سياه و گونه‌اى سياه و سفيد و آميخته همانند گاوان اروپايى كه امروزه در مصر ديده نمىشود ، و شايد اين كه اسرائيليان دربارهء آن گاوى كه مىبايست بكشند ، اين همه پرسش و پافشارى و بهانه‌گيرى كردند كه چگونه و چه رنگى باشد ، نيز از اين روى بوده - كه آثار پرستش « هاتور » كه در پيكرهء گاو نموده مىشده - هنوز در دل و جان آنان پايدار بوده است . « 3 » داستان را از زبان قرآن بشنويم : « و چون موسى به قومش گفت كه خداوند شما را فرمان داده كه ماده

--> - نيز بنگريد به : تفسير طبرى ، 13 / 80 - 84 ؛ الجواهر فى تفسير القرآن الكريم ، 4 / 215 - 216 ؛ تفسير قرطبى ، 2709 - 2710 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 464 - 465 ؛ تفسير المنار ، 9 / 91 - 99 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 73 - 74 . ( 1 ) . عبد الرحيم فوده ، من معانى القرآن ، 193 - 194 . ( 2 ) . « إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ » ( سورهء بقره ، آيهء 69 ) . ( 3 ) . احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 127 - 128 .